آقا آرتین و خاله مهدیه
یه روز مامان جون بهت گفتند آقا آرتین و شما حسابی زوق زده شدی ،حالا تو خونه وقتی سرت گرمه همش داری میگی:آرتین،آقا آرتین و خودت کیف میکنی. پسرم خودشم احساس میکنه مرد شده و با گفتن آقا خوشحال میشه.
جمعه هفته گذشته صحبتهای نهایی دو خانواده برای ازدواج خاله مهدیه زده شد و قرار شد 27 اسفند عقد کنند.انشااله خوشبخت بشی خواهر گلم
. به آرتین میگم خاله میخواد عروس بشه، میرقصه و میگه نانای نای. بعد هم میگه عمو.آرتین حسابی عمو رو دوس داره.
وای فقط موندم چه جوری کارهامو انجام بدم.هم خونه تکونی مونده،یه سری خرید هم دارم ،سه شنبه هم تولد همسر گلمه، چهارشنبه هم مهمونی دعوتم، پنجشنبه هم عروسی.ولی خدا رو شکر همش شادیه.
پنجشنبه دو هفته پیش با اتوبوس رفتیم قم و جمکران و آرتین به یکی دیگه از آرزوهای قشنگش رسید و سوار اتوبوس شد.از اون روز به بعد: آرتین با اتوبوس کجا رفتی؟ دُمممم(قم) . با هواپیما کجا رفتی؟ تییششش(کیش).
جاهایی که آرتین خیلییی دوست داره
شهریور 91 مسیر برگشت از چادگان

دی ماه 91 کیش

اسفند 91 جاده اصفهان_قم



آقا آرتین و خاله مهدیه
